
بی سرزمین تر از آنم که باد گردنم بگیردxa0 گم شده در تنهایی خویش بی هیچ همراه و همدمی غریبگان بر دلم بوسه ها زدندxa0 و از خودی جز زخم های دروغ و فریبxa0 هیچ به یادگارم نیست به خواب محتاجم و کاسه ام از لالایی های مادرانه ام لبریزxa0 اما کو دلی که آرام گیرد به وقت سقوط یک احساس در پستوی گنگ شب آنگاه که بی هیچ بهانه ای همه ی عشق راxa0 میسوزانند.... xa0 xa0 #نفس...
ادامه مطلب