وقتی اومدی پیش من وقتی پیدات کردم وسط شلوغی فکر و خیال و زندگی و روزمرگی، واقعا یه فرشته بودی، یه فرشته ی کوچولو و ناز، یه فرشته که از بوسیدن و به آغوش کشیدنش سیر نمیشدم، از سر شب دارم به این فکر میکنم، نکنه من باعثش شدم که گم بشی، که بد بشی، من باعش شدم که دیگه خودت نباشی؟!
فکر سنگینیه، این همه وقت با خودم کلنجار رفتم سر همه ی آدم های دورم، دوراهی فکرم واسه تو خیلی دردناک و زیاده، اما این فکر داره میکشه منو، اگه من باعثش بوده باشم، هیچوقت خودمو نمیبخشم...
هیچوقت...
ما را در سایت کنار تو فقط آروم میشم... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41