خالم میگفت...

خرید بک لینک
بیا دست هایمان را به باد بدهیم

و برای این شب سیاه پوش دعا بخوانیم

تا رها شود از انتظار رسیدن

انتهای این کوچه

بن بستی از باران است

باید دوباره چتر هایمان را به آفتاب بدهیم...

هر وقت با صالح (داداش وسطی) دعوام میشد، خالم میگفت خواهر و برادر که دعواشون بشه آسمون میپاشه، چه هوایی شده...

کنار تو فقط آروم میشم......

ما را در سایت کنار تو فقط آروم میشم... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:01

صفحه بندی